چرا به ورشکستگی آبی کامل رسیدیم؟

چرا به ورشکستگی آبی کامل رسیدیم؟ «مثلا در خوزستان نیشکر یک صنعت بسیار آب بر است که قیمت جهانی قابل توجهی ندارد، کاشت این محصول تصمیم کیست؟ چرا باید تا این حد منابعمان را خرج نیشکر نماییم و به محیط زیست صدمه برسانیم؟ این تصمیمات در سطوح عالی گرفته می شود و متاسفانه تبعات آنرا نسل های بعدی می دهند.»


نیو صدر: ورشگستگی آبی ایران، بحرانی است که سال ها متخصصان از نتایج وحشتناک آن در کشور هشدار می دهند؛ هشدارهایی که جدی گرفته نشده اند و حالا این روزها تصاویر زندگی بدون آب در مناطق مختلف ایران دیده می شود. حتی در چند ماه گذشته نتیجه این بحران با ایجاد نارضایتی مردم در مناطق مختلف مثل خوزستان دیده شد و این روند تا چند روز پیش با اعتراض کشاورزان اصفهانی ادامه پیدا کرد. برای حل مسئله، روز سه شنبه سخنگوی قوه قضاییه اعلام نمود که ۸ نفر از مسئولان آبفای خوزستان بازداشت شده اند. بگفته "او سوءاستفاده هایی درباب قراردادهای شرکت آبفا صورت گرفته است. همچون این پروژه ها پروژه راه اندازی تصفیه خانه برای شهرهای آبادان و خرمشهر و ماهشهر و شادگان و بندر امام است که ۴۶ میلیون دلار اعتبار برای آن اختصاص داده شده و قرار بوده است که ظرف ۳ سال این تصفیه خانه ها توسط پیمانکاران به بهره برداری برسد، ولی باوجود اختصاص تمام هزینه های این پروژه، متأسفانه پس از ۶ سال هنوز این پروژه ها به پایان نرسیده است." اما بگفته متخصصان چنین اقداماتی به تنهایی نمی توانند راه حل بهبود وضعیت «خشکسالی انسان ساخت»، ایران باشند. امیر آقاکوچک، استاد تمام دانشگاه کالیفرنیا در ارواین که در سالهای قبل مطالعات مختلفی درباره ابعاد بحران آب در ایران انجام داده است به خبرآنلاین می گوید: «نهادهای ما کلا ضعیف هستند و یک سیستم آزاد و مستقل جهت بررسی و رسیدگی نداریم. حدودا در همه کشورهای موفق دنیا سازمان های مردم نهاد کاملا مستقل وجود دارند که به کار نماینده ها و ارگان ها نظارت می کنند و اگر نتایج کار این افراد یا موسسات اثرات مخربی برای محیط زیست داشته باشد این افراد را به دادگاه می برند.» مشروح گفت وگوی خبرآنلاین با آقاکوچک را اینجا بخوانید: آقای دکتر آقاکوچک منشا اصلی مشکل آب ایران دقیقا چیست که حتی امسال این حد نارضایتی در مناطق مختلف به وجود آورده است؟ به نظر من مشکل فراتر از خشکسالی و کمبود موقت آب و این حرف ها است. مشکل ساختار حاکمیت آب و محیط زیست در ایران است. تصمیماتی که در این ساختار گرفته می شود بر طبق توسعه همگام با طبیعت نیست و بسیاری از تصمیمات آب و محیط زیستی در کشور، تصمیماتی سیاسی هستند که ما را به سمتی سوق داده است تا به «ورشکستگی آبی کامل» برسیم. ما الان در کشور خشکسالی هایی کاملا انسان محور می بینیم، این ها به سبب فعالیت انسانی رخ داده است. کارهای انسانی شامل اقداماتی مثل انتقال آب از سرشاخه ها به مناطق بیابانی برای توسعه کشاورزی است. این کار در زاگرس همچون سرشاخه های رودهای خوزستان رخ داده است. همچنین توسعه پایین دست بسیاری از سدها به سبب اشتغال زایی بوده است تا به سرعت شغل هایی ایجاد بشود و توسعه ای شکل بگیرد. منظورتان از «ورشکستگی آبی کامل» چیست؟ ورشکستگی آبی را در چندین مقاله توضیح دادیم، وقتی مصرف آب بیش از اندازه موجودی باشد و مجبور شویم از ذخیره هایمان استفاده نمائیم می گوییم که به ورشکستگی آبی رسیده ایم. ممکنست زمان زیادی طول بکشد تا پس انداز مصرف شده باردیگر ایجاد شود. پس انداز در اینجا آب زیرزمینی که در همه مناطق ایران به شکل قابل توجهی کم شده است. دو مقاله اخیر نشان داده اند که مقدار زیادی آب زیرزمینی از دست دادیم که جبران نشده است و جبران کردن آن سالیان سال طول می کشد، برای این کار میزان مصرف آب، مشاغل و کاربری ها باید تغییر کنند. زمان زیادی بسیار بسیار زیادی طول می کشد تا از این ورشکستگی خارج شویم. ما دیگر به جایی رسیدیم که نه فقط درحال مصرف همه منابع آب کشور هستیم بلکه به ذخیره های چند هزار ساله کشور هم دست برده ایم. مثلا در خوزستان این نوع توسعه چه اشکالی داشته است که سبب شده به «ورشکستگی آبی کامل» برسیم؟ این کارها را به بدون نظر گرفتن ظرفیت منابع مان و اینکه کجا ممکنست سرمایه گذاری سود بهتری ارائه بدهد انجام دادیم. خوزستان می توانست صنعت گردشگر خودش را توسعه بدهد، اما به خاطر قوانین ایدئولوژیک که صنعت گردشگری را محدود می کند در این سال ها در این استان سرمایه گذاری زیادی در بخش کشاورزی شده که هم درآمد کمتری دارد و هم منابع طبیعی زیادی مصرف می کند. در دیگر مناطق هم وضعیت این طور است، ما بسیاری از صنایع را نمی توانیم توسعه بدهیم. این ها در حقیقت مشکلاتی سیاسی-اقتصادی هستند که نتیجه آن به شکل کم آبی در خوزستان، خشکی دریاچه ارومیه، زاینده رود و... نمود پیدا می کند. همیشه از خوزستان بعنوان یکی از استانهای پرآب کشور یاد می شد، با این وجود اصلا نباید در خوزستان کشاورزی صورت می گرفت؟ اتفاقا کشاورزی برای استانی مثل خوزستان کار منطقی است، خوزستان هم خاک حاصل خیزی دارد و هم رسوباتی که توسط رودخانه ها پخش می شود منجر به تقویت این خاک می شود.
پس مسئله کجاست؟ برداشت آب از سرشاخه ها و انتقال آن به جاهای دیگر بدون در نظر گرفتن عوارض زیست محیطی این کار به مرور زمان چنین مشکلاتی را به وجود می آورد. شنیدم در بسیاری از سمینارها و جلسات مسئولان، فردی می گوید که سرانه آب در خوزستان بیشتر از اصفهان است و آب باید منتقل شود. این کار بدون در نظر گرفتن تبعات دراز مدت این قضیه انجام می دهند، باور نمی کنید که من چند بار این نوع منطق را در جلسات مختلف و سمینارها شنیدم. خیلی راحت فکر می کنند که چون آب در منطقه ای بیشتر است پس اجازه دارند آنرا منتقل کنند. این منطق چه مشکلی دارد؟ حتما به دلیلهای اقلیمی و محیط زیستی آب در منطقه ای خاص وجود دارد و محیط زیست این منطقه بر طبق همین سیستم رشد و گسترش پیدا کرده است و دستکاری در آن موجب به هم ریختن سیستم می شود. مثال هایی زیادی حتی در کشورهای پیشرفته وجود دارد که دخالت هایی در طبیعت صورت گرفت و بعد هم اثرات آن دیده شد و آنها هزینه زیادی برای جبران خسارت کردند. بطورمثال برای شهر لس آنجلس از دریاچه ای آب را انتقال دادند و بعد به مرور آن دریاچه خشک شد و گردوخاک بوجود آمد. الان سالی حدود یک میلیارد دلار برای درست کردن این اتفاقات هزینه می کنند. بله این اتفاقات قبلا چه در ایران و چه کشورهای دیگر رخ داده است، اما ما درس نمی گیریم و هنوز خبرهای شروع پروژه های انتقال آب را می شنویم. به جز در بخش انتقال آب خود نوع کشاورزی در کشور ما چقدر به این مشکل دامن می زند؟ کشاورزی یک کلمه است اما داخل آن یک صنعت عظیم وجود دارد، محصولات ارزش مختلفی دارند، برخی را می توان کاشت و برخی دیگر را وارد کرد. این برنامه ریزی ها می توانند موثر باشد. گاهی می شنوم که مسئله به کوچک بودن زمین ها و نبود تکنولوژی تقلیل داده می شود. در کشوری موفق مثل هلند اتفاقا زمینهای کشاورزی بسیار کوچک است و اصلا این بحث ها مطرح نیست. در هر سیستمی می توان تا حد ممکن به راندمان خوب حرکت کرد، این کار نیاز به برنامه ریزی دارد. عمیقا باید فکر نماییم که چه محصولی کاشته شود و روی چه محصولی کاشته نشود. بطورمثال در خوزستان نیشکر یک صنعت بسیار آب بر است که قیمت جهانی قابل توجهی ندارد، کاشت این محصول تصمیم کیست؟ چرا باید تا این حد منابعمان را خرج نیشکر نماییم و به محیط زیست لطمه برسانیم؟ این تصمیمات در سطوح عالی گرفته می شود و متاسفانه تبعات آنرا نسل های بعدی می دهند. بیشتر بخوانید: باران نبارید، آب تمام شد!/ «۲۰ سال دیگر زندگی در بعضی شهرها ممکن نیست» گروهی در ایران به بحث سدسازی در ایران اشاره می کنند، واقعا با نحوه مدیریت سدها در ایران وضعیت منابع آبی کشور بدون سد بهتر نبود؟ پاسخ به این پرسش ساده نیست و به آمار اولیه و دقیقی نیاز است. تا حدی سد مانند همه کشورها لازم است. سوال اینجاست که ما به اندازه کافی سد ساختتیم یا تعداد سدها در کشور بیش از اندازه است؟ بنظر می رسد که بیش از اندازه سد در کشور تولید شده است، البته من مطالعه موردی روی سدهای کشور انجام ندادم تا بتوانم بگویم ساخت کدام سدها در خوزستان مشکل داشته است.
البته این مشکل تنها مربوط به خوزستان نیست و در خیلی مناطق دیگر ایران هم بیش از اندازه سد تولید شده است. برخی می گویند مقصر این سدسازی بیش از اندازه مافیای سدسازی در کشور است، واقعا چنین چیزی وجود دارد؟ به هر حال شرکت های بزرگی هستند که از اجرای هر پروژه ای سود می برند؛ فرقی نمی کند این پروژه سدسازی یا انتقال آب باشد. همان اوایل برای احیای دریاچه ارومیه برخی شرکتها پیشنهاد اجرای طرح انتقال آب دادند. معلوم است که اگر شما کوهی را بشکافید چند هزار میلیارد پول جابه جا می شوند. نهادها و شرکت هایی هستند که از اجرای خیلی از پروژه های سازه ای سود می کنند، این مساله در کشورهای دیگر هم وجود دارد و اتفاقا این مسئله خیلی عجیب نیست. سیاستگذاری باید تا حدی قوی باشد که نگذاردشرکت ها از شرایط استفاده کنند و بدون در نظر گرفتن مباحث زیست محیطی پروژه هایشان را کلید می زنند. چه فرقی بین سیاستگذاری در ایران و کشورهای دیگر وجود دارد که نمی توان جلوی این نوع پروژه های ضدمحیط زیستی را گرفت؟ نهادهای ما کلا ضعیف هستند و یک سیستم آزاد و مستقل جهت بررسی و رسیدگی نداریم. حدودا در همه کشورهای موفق دنیا سازمان های مردم نهاد کاملا مستقل وجود دارند که به کار نماینده ها و ارگان ها نظارت می کنند و اگر نتایج کار این افراد یا موسسات اثرات مخربی برای محیط زیست داشته باشد این افراد را به دادگاه می برند. اما ما نمی توانیم در وضعیت فعلی سازمان های مردم نهاد داشته باشیم. ما باید رسانه های آزاد و مستقلی داشته باشیم که هیچ نهادی نترسند به مطالبه گری کمک کنند. سازمان های مردم نهاد نیز باید خیالشان نسبت به مسائل قضایی راحت باشد. بحث آب فقط یک موضوع کارشناسی و تخصصی علمی نیست، و در آن سیاست و اقتصاد نقش مهمی دارند. بزرگترین موانع کشور برای حل مسئله آب بحث «آزادی» و «اقتصاد» است و هر دو با هم درگیر هستند. بدون یک اقتصاد آزاد و رقابتی مشکل آب ما حل نخواهد شد. فرض نماییم هیچکدام از این مسائل حل نشوند، این بحرانی که امسال به خوزستان آمد چقدر می تواند گسترش پیدا کند؟ به نظر من همین حالا هم این بحران کل کشور را گرفته است، فقط با یک سری اقدامات کوتاه مدت مشکلات را عقب انداخته ایم. رسما در یک سراشیبی هستیم، در همین چند سال قبل سیستان وبلوچستان، خوزستان و هر قسمتی از کشور با سیل ها و خشکسالی های شدید روبرو شده است. به هر طرفی که نگاه کنید متوجه وجود یک سری مشکلات اساسی و پایه ای می شوید، اوضاع بد هست و اساسا بدتر می شود، واقعا تصویر شرایط منابع آب و محیط زیست کشور ترسناک است. ۴۷۲۳۷


منبع:

1400/06/13
23:00:26
0.0 / 5
184
تگهای خبر: آب , اشتغال , اقتصاد , باران
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۶ بعلاوه ۴
خشک شوئی آنلاین

laundrybox.ir - حقوق مادی و معنوی سایت خشكشوئی آنلاین محفوظ است

خشكشوئی آنلاین

سفارش خشکشویی آنلاین